|
گناهان و اعترافات جهنمی ها
|
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا. ما برگشتیم بلاخره این امتحانا تموم شد. اری میدانیم که از دوری ما و نبودن ما بسی ناراحت بودید و حالا این شما و این دو استاد گرامی جهنمی: شقایق و رها تشویق بفرمایید. اری بلاخره از این رنج و سختی و اندوه و فلاکت ۲۳ روزه نجات پیدا کردیم.اری ما بازگشتیم تا مشت محکمی بر دهان این بهشتیان مفلوک بکوبیم و کسانی را که میخواهند با ما جهنمیان همراه باشند یاری کنیم.به ما بپیوندید............... خب بلاخره ما برگشتیم دلمون برا همتون تنگ شده بود و اما خلاصه ای از روز اخر: بعد از دادن سریع امتحان با بر و بچ ریختیم تو حیاط و شروع کردیم به گرفتن عکس های یادگاری هی همه جمع میشدن رها یه عکس میگرفت باز میخواستن برن یه حالت دیگه هی من میگفتم:تکون نخورین میخوام منم با دوربینم بگیرم!!خلاصه اوضاعی شده بود.من و رها هم کلی عکس عشقولی انداختیم. بعد رفتیم سر کار خیلی باحالی که اگه تا حالا به معنای واقعی یا غیر واقعی انجام ندادین پیشنهاد میکنیم حتما انجام بدین: اب بازی!!! اره من و رها تو کل مدرسه معروفیم به این کار و وقتی ما شروع میکنیم همه شروع میکنن بعد در حال خیس کردن همدیگه کلی فیلم و عکس گرفتیم و در پایان با کمی مسخره بازی(کمی بیشتر از کمی) با همدیگه و در اغوش هم (به خصوص من و نسترن) و در حال خوندن شعر:میرن ادما.........از اونا فقط..........!! خب دوستان منتظر نظراتتون هستیم و شما هم منتظر اپ بعدی ما باشید و حتما بیاید چون خیلی جالبه و کلا میزنیم تو کار تغییر و تحول از اپ بعدی. پ.ن.:شیوا جون به زودی اون ماموریت رو انجام میدیم. ۲-پویا خان نگران نباش ما هستیم. ۳-نارسیسا جون به زودی میایم وبلاگت. دوستان منتظر نظرات شما.این وبلاگ دیگه زور به زود اپ میشه.بیاین ها.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بعد از ما همه پلاستیک های اماده شده ار روز قبل به سفارش ما رو دراوردن و کامل همدیگه رو خیس کردیم انگار رنگ مانتو شلوار عوض شده بود![]()
![]()
از همدیگه خدافظی کردیم و باز کلی حرف اضافی که زنگ نزنی خفه ت میکنم و اینا.....
(البته خب مشخصه که من و رها یه روز هم نمیتونیم بدون زنگ زدن به همدیگه دووم بیاریم.
)خدافظی کردیم.بعدش هم رفتیم خونه و از اون موقع من و رها ۳ بار به هم زنگ زدیم که نشون دهنده ی امار بعدیه!!![]()
![]()
+ نوشته شده در Mon 11 Jun 2007ساعت 3:43 PM توسط shaghayegh-raha |
سلام دوستان.
دیگه واقعا بدبختی میباره. این رها هم روش زیاده منو میفرسته اپ کنم خودش میشینه خرخونی. دیگه تا ۲۱ روز دیگه خدافظ تا امتحانا تموم بشه. این اپ هم خیلی کوتاه شد. پ.ن.:دوستان خواهش ما رو تنها نذارین نظر بدین. بعد ۲۱ روز دچار تضعیف روحیه میشیم ها. فعلا بای. دعا کنین امتحانامون خوب بشه.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در Tue 22 May 2007ساعت 11:8 PM توسط shaghayegh-raha |